مرداد
22
1403

گریه حضرت آدم برای امام حسین علیه السلام

روزی که حضرت آدم برای امام حسین علیه السلام گریست!

هنگام سیر حضرت آدم در زمین ، گذر آن حضرت به زمین کربلا افتاد. ناگهان ناخود آگاه سینه اش به تنگ آمد و غمناک شد. چون به قتلگاه امام حسین (علیه السلام ) رسید پایش لغزید و خون از پایش جاری گردید. پس سرش را بسوی آسمان بلند کرد و خدمت خداوند متعال عرض کرد : « پروردگارا ! آیا من مرتکب گناه دیگری شده ام که اینک مرا به کیفر می رسانی؟

خداوند فرمود : « ای آدم ! گناه تازه ای نکرده ای بلکه در این سرزمین فرزند تو حسین (علیه السلام ) به ظلم و ستم کشته می شود و خون تو نیز به خاطر همدردی و موافقت با او به زمین ریخته شد.»

حضرت آدم فرمود : « قاتل او کیست؟ »

خداوند فرمود : « قاتلش یزید که مورد لعن اهل آسمانها و زمین است می باشد.»

در این هنگام حضرت آدم (علیه السلام) به حضرت جبرئیل گفت : « حالا چه کار بکنم ؟

جبرئیل گفت : « بر یزید لعنت بفرست.»
پس حضرت آدم (علیه السلام ) چهار مرتبه بر یزید لعنت فرستاد..

بحارالانوار ٬ ج ۴۴ حسین بن علی (علیه السلام)

مرداد
22
1403

قاتل امام حسین علیه السلام الان کجاست؟

از پیغمبر اعظم اسلام صلی الله علیه و آله روایت میکند که فرمود: قاتل حسین بن علی علیه السلام در تابوتی است از آتش و عذاب نصف اهل دنیا نصیب او خواهد بود.دست و پای او با زنجیرهای آتشین بسته میگردند و در جهنم سراشیب میشود تا اینکه به قعر جهنم میرسد. وی دارای یک بوی متعفنی خواهد بود که اهل جهنم از تعفن آن به پروردگار خود پناهنده خواهند شد. او دائما با جمیع افرادی که در قتل امام حسین علیه السلام دخیل بودند و پشتیبانی و حمایت کردند،در جهنم دچار عذابی دردناک خواهند بود. هرگاه پوست بدن آنان بریان شود خدای توانا پوست دیگری برای بدن ایشان میافریند تا این که همیشه عذاب دردناک را بچشند و یک ساعتی از آن آزاد نباشند. آنان از آب جوش جهنم سیراب میشوند.
وای بر ایشان از عذاب آتش!!

پیامبر معظم اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
حضرت موسی بن عمران علیه السلام دعا کرد و گفت: پروردگارا! برادرم هارون از دنیا رفت، او را بیامرز! خدا به آن حضرت وحی کرد:
یا موسی!اگر این دعا را درباره ی جمیع خلق اولین و آخرین میکردی من مستجاب مینمودم،غیر از قاتل حسین (علیه السلام) زیرا من انتقام حسین را از او خواهم کشید..!

عبدالله بن بکر ارجانى مى‌گوید: با امام صادق(علیه السلام) در مسافرت از مدینه به مکه همراه بودم، به توقفگاهى به نام «عسفان» رسیده و آنجا توقف کردیم،آن گاه حرکت کرده و در راه کوه سیاه وحشتناکى دیدیم…عرض کردم: اى پسر رسول خدا! چقدر این کوه وحشتناک است! اولین بار است که در راه به چنین کوهى بر مى‌خوریم.

آن حضرت فرمودند: مى‌دانى این چه کوهى است؟ این کوه «کمد» نام دارد و بر دره‌اى از دره‌هاى جهنم که خداوند قاتلان امام حسین را در آن جاى داده است، قرار دارد.زیر آن آب‌هاى جهنم جارى است؛ یعنى چرک و خون جهنمیان و آلودگى‌هاى آنان، آب جوش سوزان، چرک‌هایى که از فرج زناکاران خارج مى‌شود و آبهایى که از جهنم، لظى، حطمه، سقر، جحیم و هاویه و سعیر بیرون مى‌آید. هرگاه که از اینجا عبور مى‌کنم و این کوه را مى‌بینم، مى‌ایستم و آن دو نفر را مى‌بینم که گریه و کمک مى‌خواهند، به قاتلان پدرم نگریسته و به آن دو مى‌گویم: بدون شک شما این کار آنان را پى‌ریزى کردید، هنگامى که قدرت را به دست گرفتید، به ما رحم نکردید، خدا رحم نکند به کسى که به شما رحم کند! مجازات کار خود را بچشید که خدا به بندگان خود هیچ ظلمى نمى‌کند!

برگرفته از کتاب عیون اخبار رضا علیه السلام.
ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق

مرداد
11
1403

عاقبت مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمی رفت!

شخصی از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلای معلّی به این شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد.

هیچگاه در این مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت قصد زیارت داشت، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام می کرد و او را زیارت می‌نمود.

 تا این که سرگذشت او را به «سید مرتضی»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقیب الاشراف» بود رساندند.

سید مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زیارت در مذهب اهل‌بیت علیه السلام این است که داخل حرم شوی و عقبه و ضریح را ببوسی.

 این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور می‌باشند و دستشان به حرم مطهر نمی‌رسد.»

آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار.

هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت می‌دانم و نهی از منکر واجب است.»

وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید.

سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید…

نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خود می‌لرزید و با رنگ و روی زرد، همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت می‌کرد تا این که وارد کفش کن شد.

دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را به در رواق رسانید.

چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید.

سپس به آوازی دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعِِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟
“آیا اینجا جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت سیدالشهداء است…؟”

پس از شدت غم و اندوه فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست…»

مَن مات مِن العشق فقد ماتَ شهید…

منبع:داستان‌های علوی، ج۴، ص۲۱۰/ دارالسلام عراقی، ص۳۰۱.

شهریور
20
1399

اقسام بلا – پیوند انبیاء با امام حسین

انبیاء علیهم السلام با پیوند با امام حسین بر سر سفره حضرت نشستند:

همۀ انبیاء اولوالعزم از ادامۀ سفی الله گرفته تا عیسی روح الله(علیه السلام) بر سر سفرۀ سیدالشهدا(علیه السلام) میهمانند. مقامی که در اثر مصیبت زدگی بر سیدالشهدا(علیه السلام) رسیده بالاتر از مقامی است که حضرت ابراهیم(علیه السلام) با ذبح اسماعیل (علیه السلام) رسیده است. در باب بقیۀ انبیاء هم همین طور است. تمام ملائکۀ مقرب خدا از جبرائیل و مکائیل و همه و همه بر سر این سفره میهمان هستند و بهره مند می شوند.

یکی از وسیله های پیوند تألم و گریه و حتی تباکی است:
تألم آن ها بر سیدالشهدا(علیه السلام) باعث ترفیع درجۀ آن هاست و همین پیوند عاطفی ملائکۀ مقرب، باعث ترفیع درجۀ آن هاست. روایات فراوانی هست که از تألم، تأثر، گریه و بی تابی ملائکه، حکایت می کند؛ گریه ای که باعث ترفیع درجه بر آن هاست. همچنین جن، حیوان، نبات و جماد همه بر سر سفرۀ عاشورا میهمانند؛ چون سیدالشهدا(علیه السلام) همۀ هستی را پوشش دارد و رحمتی که بر او نازل می شود بر همه جا می بارد که یک جلوه از آن نسبت به خاکی ها، انسان ها و شیعه ها است. هر نوع پیوندی با سیدالشهدا(علیه السلام) برای انسان درجه است؛ اگر دل دیگران را به سیدالشهدا(علیه السلام) گره بزنی، اهل بهشتی و اگر دل خودت هم به سیدالشهدا(علیه السلام) گره بخورد اهل بهشت هستی. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «اگر تباکی هم کنی اهل بهشتی. «تباکی» یعنی گریه ات نمی آید و به زور از خودت گریه می گیری؛ در این صورت هم اهل بهشت هستی. روایات زیادی در این مورد است که نشان دهندۀ ضعف روایت نیست. آنقدر ماجرای سیدالشهدا(علیه السلام) عظیم و با برکت است که حتی کمترین ارتباط عاطفی هم با او موجب رحمت و مغفرت خداوند است.

آبان
20
1397

باید در حقیقت امام حسین ذوب شد نه در جسم حسین(علیه السلام)

باید در حقیقت اندیشه و مکتب امام حسین حضور داشت نه در زمان و مکان امام حسین(علیه السلام)

حسین حقیقتی است فرا زمان و فرا مکان، اصل این ماجرا جریانی است دائمی در هستی که همنشینی در آخرت را فقط ازین نقطه می توان رسید.

شرط همنشینی و شریک و همراه شدن با امام و کربلا استقامت است که مارا از معیت وارد ثبات قدم می کندخیلی ها به مقام ثبات قدم رسیدند اما چون ثبات قدم نداشتند ازشان گرفته شد.مؤمنی که با عاشورا حرکت می کند می فهمد حتی ممکن است معیت داشته باشد(منا) باشد و سقوط کند.

? سخنرانی حجت الاسلام مهدوی ارفع در هیئت یا فاطمه الزهرا بابل – شهریور۹۷

گاه‌شمار تاریخ خورشیدی

خرداد ۱۴۰۵
ش ی د س چ پ ج
« اردیبهشت    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031