مرداد
22
1403

شوق دیدار یار در اربعین…

راوی:
برام اهداف مردم از پیاده روی و خدمت به زوّار خیلی جالب بود.

از خیلی از عراقیا و موکب‌دارا همین سوالو می‌پرسیدم.

یکی گفت: همه زندگیمو مدیون حسینم، قول دادم تا آخر عمرم نوکری زائراشو بکنم.

یکی‌شون گفت: سیر کردن زائر امام حسین خیلی ثواب داره.

یکی گفت خدمت به زائرا، خدمت به امام‌حسینه.

اما بین این همه، یه جواب خیلی به دلم نشست…

یه پسر جوونِ سبزه که یه سینی خرما دستش گرفته بود و اول صبح وایساده بود وسط مسیر،سینی رو گرفت سمتم.

یه خرما برداشتم و پرسیدم: چرا برای چند روز از همه زندگی‌ت زدی اومدی اینجا که از زائرا پذیرایی کنی؟؟

اشک تو چشاش حلقه زد، بغضش رو خورد و با یه صدای گرفته با همون لهجه‌ی عراقی، دست و پا شکسته شروع کرد فارسی صحبت کردن:

هرسال همه دل‌خوشیم اینه که فقط یه بار یکی از این خرماها رو به امام‌زمانم که میدونم حتما اربعین به زیارت میاد، تعارف کرده باشم… همین…

اللهم عجل لولیک الفرج…

فرستادن دیدگاه

گاه‌شمار تاریخ خورشیدی

اردیبهشت ۱۴۰۵
ش ی د س چ پ ج
« فروردین    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031