آبان
28
1391

از خاک تا افلاک۲

از دیگر صحابه کربلا وهب ابن عبدالله بن حباب کلبی و همسرش هستند.وهب همراه مادر و همسرش در کربلا حضور داشتند.این سه نفر با نامهای وهب قمر و هانیه در بیابان ثعلبیه زندگی ساده ای داشتند. امام در مسیر سوی کربلا، چشمشان در صحرای ثعلبیه به خیمه سوخته‏ ای افتاد. نزدیک آن خیمه رفت. دید پیرزن فقیری در آنجا زندگی می‏کند. او قمر مادر وهب بود. امام حال و روزگار او را پرسید. اواز مضیقه آب شکایت کردو گفت: اگر آب می‏داشتیم بسیار خوب بود. امام با او به کناری رفتند، تا به سنگی رسیدند، امام با نیزه خود آن سنگ را از جا کند. آب خوش‏گواری از زیر سنگ بیرون آمد. پیرزن بسیار شادمان شد و از امام‏ تشکر کرد. هنگام خداحافظی، امام هدف از هجرت و حرکت‏خود را گفت و به آن مادر پیر فرمود: ما نیاز به یار و یاور داریم. وقتی که پسرت وهب بازگشت، به او بگو به ما بپیوندد و ما را کمک کند.. واینگونه وهب و خانواده اش به یاران امام پیوستند

هانیه همسر وهب که تازه عروس بود با رفتن وهب به میدان جنگ مخالفت میکرد و میگفت: تو وقتی که کشته شوی وارد بهشت می‏گردی و همنشین حورالعین می‏شوی. آنگاه مرا فراموش می‏کنی. اگر می‏خواهی دلم را آرام کنی، نزد امام حسین(‏علیه السلام) برویم در محضر او با من عهد کن که مرا فراموش نکنی. واین عهدی بود که هانیه با امام کرد:

۱. وقتی که وهب کشته شد، من بی‏ سرپرست می‏شوم، مرا به اهل‏بیت‏ خودت ملحق کن.

۲. وقتی که وهب کشته شد و با حورالعین محشور گردید، شاهد باش که او مرا فراموش نکند.

روز عاشورا وهب بن حباب اذن جهاد گرفت. قتالى نیکوکرد و برگشت به سوى همسر و مادرش وبه مادرش گفت: آیا از من راضى شدى؟ گفت: از تو راضى نشوم مگر آن زمان که پیش روى حسین و در راه او کشته گردى. پس جنگید ومقاتله نمود تا به شهادت رسید عمر سعد ملعون دستور داد گردنش را زدند و سربریده او را به سوی لشگر امام انداختند. مادرش قمر، مادرش سر او را گرفت و به آغوش کشید و خون صورتش را پاک کرد و گفت: «حمد و سپاس خداوندی را که با شهادت تو، مرا روسفید کرد» سپس سر بریده فرزندش را به سوی دشمن انداخت. یعنی ما متاعی که در راه خدا دادیم پس نمی‏گیریم.

در مورد چگونگی شهادت هانیه همسر وهب روایت کرده اند چون غبار میدان رزم فرو نشست، همسر وهب به سوى کشته او به راه افتاد و بر بالین او نشست و خاک از بدن او پاک کرد و گفت: بهشت خدا تو را گوارا باد! از خدایى که بهشت را روزى تو کرد مى‏خواهم که مرا مصاحب تو در بهشت قرار دهد. در این اثنأ شمر به غلامش دستور داد تا عمود خود را بر سر او فرود آورد، و در اثر این ضربه‏ هانیه به آرزوى خودرسید و درکنار همسر شهیدش جان داد ایشان اولین بانوی شهید کربلا هستند.

وهب هنگام شهادت ۲۵ سال داشت و ۱۰ روز بود که به اسلام گرویده بود.

پی نوشت:

روے تمام عشق بہ محراب کوجک استـ

انگار عکس فاطمہ در قاب کوچک استـ !!!

 

گاه‌شمار تاریخ خورشیدی

خرداد ۱۴۰۵
ش ی د س چ پ ج
« اردیبهشت    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031