28
1391
از خاک تا افلاک۲
از دیگر صحابه کربلا وهب ابن عبدالله بن حباب کلبی و همسرش هستند.وهب همراه مادر و همسرش در کربلا حضور داشتند.این سه نفر با نامهای وهب قمر و هانیه در بیابان ثعلبیه زندگی ساده ای داشتند. امام در مسیر سوی کربلا، چشمشان در صحرای ثعلبیه به خیمه سوخته ای افتاد. نزدیک آن خیمه رفت. دید پیرزن فقیری در آنجا زندگی میکند. او قمر مادر وهب بود. امام حال و روزگار او را پرسید. اواز مضیقه آب شکایت کردو گفت: اگر آب میداشتیم بسیار خوب بود. امام با او به کناری رفتند، تا به سنگی رسیدند، امام با نیزه خود آن سنگ را از جا کند. آب خوشگواری از زیر سنگ بیرون آمد. پیرزن بسیار شادمان شد و از امام تشکر کرد. هنگام خداحافظی، امام هدف از هجرت و حرکتخود را گفت و به آن مادر پیر فرمود: ما نیاز به یار و یاور داریم. وقتی که پسرت وهب بازگشت، به او بگو به ما بپیوندد و ما را کمک کند.. واینگونه وهب و خانواده اش به یاران امام پیوستند
هانیه همسر وهب که تازه عروس بود با رفتن وهب به میدان جنگ مخالفت میکرد و میگفت: تو وقتی که کشته شوی وارد بهشت میگردی و همنشین حورالعین میشوی. آنگاه مرا فراموش میکنی. اگر میخواهی دلم را آرام کنی، نزد امام حسین(علیه السلام) برویم در محضر او با من عهد کن که مرا فراموش نکنی. واین عهدی بود که هانیه با امام کرد:
۱. وقتی که وهب کشته شد، من بی سرپرست میشوم، مرا به اهلبیت خودت ملحق کن.
۲. وقتی که وهب کشته شد و با حورالعین محشور گردید، شاهد باش که او مرا فراموش نکند.
روز عاشورا وهب بن حباب اذن جهاد گرفت. قتالى نیکوکرد و برگشت به سوى همسر و مادرش وبه مادرش گفت: آیا از من راضى شدى؟ گفت: از تو راضى نشوم مگر آن زمان که پیش روى حسین و در راه او کشته گردى. پس جنگید ومقاتله نمود تا به شهادت رسید عمر سعد ملعون دستور داد گردنش را زدند و سربریده او را به سوی لشگر امام انداختند. مادرش قمر، مادرش سر او را گرفت و به آغوش کشید و خون صورتش را پاک کرد و گفت: «حمد و سپاس خداوندی را که با شهادت تو، مرا روسفید کرد» سپس سر بریده فرزندش را به سوی دشمن انداخت. یعنی ما متاعی که در راه خدا دادیم پس نمیگیریم.
در مورد چگونگی شهادت هانیه همسر وهب روایت کرده اند چون غبار میدان رزم فرو نشست، همسر وهب به سوى کشته او به راه افتاد و بر بالین او نشست و خاک از بدن او پاک کرد و گفت: بهشت خدا تو را گوارا باد! از خدایى که بهشت را روزى تو کرد مىخواهم که مرا مصاحب تو در بهشت قرار دهد. در این اثنأ شمر به غلامش دستور داد تا عمود خود را بر سر او فرود آورد، و در اثر این ضربه هانیه به آرزوى خودرسید و درکنار همسر شهیدش جان داد ایشان اولین بانوی شهید کربلا هستند.
وهب هنگام شهادت ۲۵ سال داشت و ۱۰ روز بود که به اسلام گرویده بود.
پی نوشت:
روے تمام عشق بہ محراب کوجک استـ
انگار عکس فاطمہ در قاب کوچک استـ !!!

گاهشمار تاریخ خورشیدی
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « اردیبهشت | ||||||
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 | 31 | |||||
آخرین دیدگاه
نوشته های تازه
- عاقبت طمع و گدایی،در عین بی نیاز بودن! آبان ۲۸, ۱۳۹۱
- علت طولانی بودن عمر حضرت مهدی (عج)! آبان ۲۸, ۱۳۹۱
- نهم ربیع الاول آبان ۲۸, ۱۳۹۱
- برای اموات فاتحه کبیره بخوانید! آبان ۲۸, ۱۳۹۱
- جواب زیبای امام حسن مجتبی علیه السلام به مرد یهودی! آبان ۲۸, ۱۳۹۱
نوشته شده توسط