اسفند
6
1396
6
1396
گلستان سعدی – ریا
☘زاهدی مهمان پادشاهی بود چون به طعام نشستند کم تر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کنند.
چون به مقام خویش آمد سفره خواست تا تناولی کند پسری صاحب فراست داشت گفت:
ای پدر باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی. گفت:
در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید.
گفت:
نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.
گلستان سعدی، باب دوم
مطالب مرتبط
فرستادن دیدگاه
گاهشمار تاریخ خورشیدی
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « اردیبهشت | ||||||
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 | 31 | |||||
آخرین دیدگاه
نوشته های تازه
- عاقبت طمع و گدایی،در عین بی نیاز بودن! اسفند ۶, ۱۳۹۶
- علت طولانی بودن عمر حضرت مهدی (عج)! اسفند ۶, ۱۳۹۶
- نهم ربیع الاول اسفند ۶, ۱۳۹۶
- برای اموات فاتحه کبیره بخوانید! اسفند ۶, ۱۳۹۶
- جواب زیبای امام حسن مجتبی علیه السلام به مرد یهودی! اسفند ۶, ۱۳۹۶
نوشته شده توسط




