مهر
7
1392

پاداش به اندازه عقل

مردى از بنى اسرائیل در یکى از جزائر دریا به عبادت خدا عمر مى‏ گذرانید، جزیره سبز و خرم پر از درخت بود و آبهاى روان داشت، فرشته‏ اى بر او گذشت و عرض کرد:
پروردگارا مزد عبادت این بنده خود را به من بنما، خدا ثواب وى را به او نمود و فرشته آن را کم شمرد، خدا به او وحى کرد: همراه او باش، آن فرشته به صورت آدمیزاد نزد وى آمد، عابد از او پرسید:
کیستى؟ گفت:

من مردى خداپرستم که آوازه جا و خداپرستى تو را شنیدم و آمدم تا با تو عبادت کنم، آن روز را با او گذراند، فردا صبح فرشته تازه وارد به او گفت:

اینجا بسیار پاکیزه و دلبند است و همان براى عبادت خوب است و بس، عابد گفت:

اینجا پاکیزه و دلبند است و همان براى عبادت خوب است و بس، عابد گفت:

اینجا یک عیب دارد، پرسید:

چه عیبى؟ گفت:

پروردگار ما حیوانى ندارد، اگر الاغى داشت برایش مى‏ چراندیم، به راستى این علفها ضایع مى شود، آن فرشته به وى گفت:

پروردگارت الاغ ندارد؟ گفت:

اگر داشت این همه علف ضایع نمى ‏شد.

خدا به آن فرشته وحى کرد: همانا به اندازه عقلش به او ثواب مى‏‌دهم.
أصول الکافی / ترجمه کمره‏اى، ج‏۱، ص: ۳۹

درباره نویسنده: علي معتمدكيا

فرستادن دیدگاه

گاه‌شمار تاریخ خورشیدی

مرداد ۱۴۰۵
ش ی د س چ پ ج
« تیر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31