14
1393
مراتب نفس انسان
عقل در وجود آدمی سمت رهبری و مدیریت دارد و همه قوا باید تحت فرمان او عمل کنند ولی این جایگاه به آسانی و بدون درگیری در اختیار عقل نهاده نمیشود مبارزات طولانی باید تا شهوت و غضب به حق عقل اعتراف کنند و طوق اطاعت او را به گردن گیرند.
ناگفته پیداست که معرکه همیشه به نفع یک طرف نیست هر حریفی گاهی شکست را میپذیرد و زمانی با استفاده از غفلت حریف بر او میتازد و بسا که او را تا مرز نابودی عقب میراند و هم از این رو عقل انسان در طول مبارزات خود با شهوت و غضب شرایط مختلفی را تجربه میکند و در نهایت نیز نتیجه مبارزه برای تمامی انسانها یکسان نیست گاهی عقل به طور کامل شکست میخورد و پرونده جنگ برای همیشه به نفع شهوت و غضب بسته میشود گاهی حریف را منکوب میکند و طوق بندگی خود را به گردنش مینهد و گاهی نیز در جنگ و گریز است و به نتیجه ای قطعی نمیرسد.
قرآن کریم با لحاظ این سه حالت نفس را با سه صفت یاد کرده است.
۱. نفس اماره
در صورتی که عقل به طور کامل شکست خورده به خدمت شهوت و غضب درآید و خود نیز به ابزاری در دست واهمه تبدیل شود از آن به نفس اماره تعبیر میشود.
قرآن کریم میفرماید:
إنَّ النَّفسَ لَأَمَّاره بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی(۱)
نفس انسان پیوسته فرمان به بدی میدهد مگر آنکه پروردگارم رحم کند.
۲. نفس لوّامه
هنگامی که عقل با شهوت و غضب میجنگد و میدان نبرد را به نفع آنها خالی نمیکندگاهی زمین می آورد و گاه برمیخیزد و پیوسته در میدان کرّ و فرّی دارد نفس لوّامه نامیده میشود چرا که خود را برای هر شکست سرزنش میکند.(۲)
قرآن کریم در مقام ارزش گذاری به این مرتبه نفس سوگند یاد کرده میفرماید:
وَ لَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّامَه(۳)
و سوگند به نفس ملامتگر
۳. نفس مطمئنه
بالاترین مرتبه نفس انسان حالت آرامش و اطمینان است یعنی هنگامی که نیروی عقل بر قوای دیگر فائق آمده شهوت و غضب را تحت فرمان گرفته دسیسههای واهمه را برملا کرده و بر تمام وجود آدمی حکم میراند.
قرآن کریم میفرماید:
یَا أیَّتُهَا النَّفسُ الْمُطْمَئِنَّه إرْجِعِی إلَی رَبَّک رَاضیهً مَرْضیهً فَادخُلی فِی عِبادی وَ ادخُلی جَنَّتی(۴)
ای جان آرام گرفته، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد در زمره بندگان من درآی و پا در بهشت من بگذار.
منابع:
۱. یوسف ۵۳
۲. التبیان، محمد بن حسن طوسی ج۱۰ ص۱۹۰
۳. قیامت ۲
۴. فجر ۲۷-۳۰
27
1392
فرق شیطان با نفس اماره چیست؟
مقدمه اول: نفس و مراتب آن
هویت حقیقی انسان، دارای ابعاد و لایه های سه گانه (حیوانی، انسانی، الهی) است. از آیات قرآن مجید نیز به خوبى استفاده مىشود که روح و نفس انسانى داراى سه مرحله است:[۱]
۱- نفس اماره یا لایه حیوانی انسان.
لایه حیوانی انسان در شهوت، غضب و امیال نفسانی خلاصه می شود.[۲] این میل قلبی و حالت نفسانی را قرآن به نفس اماره، تعبیر می نماید و تأکید می کند که: « به درستی که نفس، (انسان را) به کارهای زشت و ناروا فرمان می دهد».[۳]
به همین دلیل به آن اماره (امر کننده به بدی ها) گفتهاند. در این مرحله هنوز عقل و ایمان آن قدرت را نیافته که نفس سرکش را مهار زده و آن را رام کنند بلکه در بسیارى از موارد در برابر او تسلیم مىگردند و نفس سرکش آنها را شکست مىدهد.
در گفتار همسر عزیز مصر[۴] به این مرحله اشاره شده است آن گاه که گفت: “و ما أبرئ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ[۵]” من هرگز نفس خود را تبرئه نمىکنم، چرا که نفس سرکش همواره به بدیها فرمان مىدهد”
۲- نفس لوامه:
” نفس لوامه “مرتبه ای از نفس است که پس از تعلیم و تربیت و مجاهدت، انسان به این مرتبه ارتقاء مىیابد. در این مرحله ممکن است بر اثر طغیان غرائز گاه گاه مرتکب خلاف هایى بشود اما فورا پشیمان مىگردد و به ملامت و سرزنش خویش مىپردازد و تصمیم بر جبران گناه مىگیرد، و دل و جان را با آب توبه مىشوید.
قرآن مجید این مرحله را” نفس لوامه” تعبیر کرده ومی فرماید :” و سوگند به (نفس لوّامه ) وجدان بیدار و ملامتگر که رستاخیز حقّ است!” [۶]
۳- نفس مطمئنه:
” نفس مطمئنه ” آن مرتبهاى است که پس از تصفیه و تهذیب و تربیت کامل، انسان به آن مىرسد در این مرتبه غرائز سرکش توانایى پیکار با عقل و ایمان در خود نمىبینند چرا که عقل و ایمان آن قدر نیرومند شدهاند که غرائز نفسانى در برابر آن توانایى چندانى ندارند.
این مقام انبیاء و اولیا و پیروان راستین آنها است، آنهایى که در مکتب مردان خدا درس ایمان و تقوا آموختند و سالها به تهذیب نفس پرداخته و جهاد اکبر را به مرحله نهایى رساندهاند.
قرآن از این مرحله به نفس مطمئنه تعبیر کرده می فرماید:”ای نفس مطمئن و آرام یافته به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که تو از او خشنودی و او هم از تو خشنود”.[۷]
مقدمه دوم: ابلیس و شیطان
۱. ابلیس:
منظور از ابلیس، شیطان خاصی است که از جنیان می باشد، اما به خاطر کثرت عبادت، جزء ملائک قرار گرفت ولی پس از تمرد، حسابش از سایرین جدا شده و از آن مقام قدس، ساقط گردید. چون امر پروردگارش را اطاعت نکرد و فسق ورزید.[۸]
۲. شیطان:
شیطان از ماده «شطن» به معنای مخالفت و دوری می باشد. و به هر موجود طغیانگر و سرکش شیطان گویند. خواه از انسان ها باشد یا از جن یا از حیوانات.[۹]
چنانکه در قرآن آمده است. « بدین گونه برای هر پیامبری، دشمنانی از شیاطین انسانی و جن قرار دادیم….».[۱۰]
ابلیس را بدین جهت که موجودی متمرد (نافرمان) طغیانگر و خرابکار است شیطان نامیدند.
مقدمه سوم: رابطه نفس اماره با شیطان
نفس اماره، در واقع یکی از ابزار شیطان و راه نفوذ و سلطه یابی بر انسان است و از جنود و سربازان شیطان محسوب می شود.
پس وسوسه از جانب ابلیس به عنوان شیطان بیرونی، و تحریک و خواهش توسط نفس اماره به عنوان شیطان درونی، انسان را به مرحله سقوط می کشاند.
تمام تلاش شیطان، این است که انسان گمراه شده و به حقیقت نرسد و در این خصوص، او به عزت خداوند متعال قسم یاد کرده است. چنانکه در قرآن آمده است:« (شیطان) گفت: به عزتت قسم که همگی آنها را اغوا می کنم، …».[۱۱]
اغوا، از کلمه غی به معنی ضد رشد است، و رشد، به معنی رسیدن به واقع.[۱۲]
شیطان به عزت خداوند قسم یاد کرده که انسان را گمراه خواهد ساخت.[۱۳] او در به انحراف کشیدن انسان مرحله به مرحله جلو آمده و انسان را تحت تأثیر القائات خود قرار می دهد تا جایی که خود انسان ، شیطانی می شود و به وسیله ی او دیگر انسان ها به انحراف کشیده می شوند.
انسانی که بر اثر وسوسه های شیطان، تسلیم خواسته و خواهش تمایلات حیوانی گردد، گرفتار نفس اماره شده است.
حضرت علی (ع) می فرماید: “نفس اماره همچون فرد منافق، تملق انسان را می گوید و در قالب دوست، جلوه می کند تا بر انسان مسلط شود و او را به مراحل بعد وارد کند.”[۱۴]
شیطان انسان های ضعیف الایمان را وسوسه کرده و به کمک تمایلات شهوانی و نفس اماره شان، قلب آنها منزل خود می کند و بالاخره با دست و بدنشان تماس برقرار کرده و مصافحه می کند و یار و رفیق آنها می شود. چون کسی که قلبش منزل شیطان شد، نه تنها مهماندار شیطان، بلکه یار او خواهد بود.[۱۵]
درباره این گروه، حضرت علی (ع) می فرماید: « پس شیطان با چشمان آنها نگاه می کند و با زبان آنها حرف می زند».[۱۶]
نتیجه: شیطان و نفس اماره هردو دشمن انسان هستند.به همین دلیل
قرآن هم از شیطان به عنوان دشمن آشکار انسان یاد می کند و انسان را سفارش می کند که او را دشمن خود بداند.[۱۷]
و هم در روایات معصومین (ع) به نفس اماره( هوا و هوس) دشمن شمرده شده است، این که پیامبر اکرم(ص)فرمود ؛ دشمن ترین دشمن تو نفس توست».[۱۸] به این مرحله از نفس اشاره دارد.
راز تعبیر نفس به “دشمن ترین دشمنان” ، درونی بودن آن است. دشمن و سارق بیرونی، بدون همراهی این دشمن و دزد درونی، نمی تواند آسیب برساند. این دشمن درونی، محرم و به همه جا آشناست و با استفاده از همین آگاهی، خواسته شخص را به شیطان گزارش می دهد.
و از آن سو پیام و فرمان ابلیس را که اماره بالسوء بیرونی است، می رساند. از این رو نفس اماره خود نیز از جنود (سربازان) شیطان محسوب است. چنان که بسیاری از اوصاف آن، در شمار جنود شیطان است.[۱۹] پس نفس اماره با توجه به زمینه و گرایش حیوانی موجود در انسان، تحت تأثیر وسوسه شیطان واقع شده و شیطان نیز مرحله به مرحله جلو می آید، تا جایی که فرد نیز جزء حزب شیطان می شود.[۲۰] (بیشتر…)
گاهشمار تاریخ خورشیدی
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « فروردین | ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | |||
| 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
| 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
| 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | |
آخرین دیدگاه
نوشته های تازه
- عاقبت طمع و گدایی،در عین بی نیاز بودن! تیر ۲۷, ۱۳۹۲
- علت طولانی بودن عمر حضرت مهدی (عج)! تیر ۲۷, ۱۳۹۲
- نهم ربیع الاول تیر ۲۷, ۱۳۹۲
- برای اموات فاتحه کبیره بخوانید! تیر ۲۷, ۱۳۹۲
- جواب زیبای امام حسن مجتبی علیه السلام به مرد یهودی! تیر ۲۷, ۱۳۹۲
نوشته شده توسط موذن