اسفند
6
1396

گلستان سعدی – ریا

☘زاهدی مهمان پادشاهی بود چون به طعام نشستند کم تر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کنند.

چون به مقام خویش آمد سفره خواست تا تناولی کند پسری صاحب فراست داشت گفت:
ای پدر باری به مجلس سلطان در طعام نخوردی. گفت:
در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید.
گفت:
نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.

گلستان سعدی، باب دوم

گاه‌شمار تاریخ خورشیدی

خرداد ۱۴۰۵
ش ی د س چ پ ج
« اردیبهشت    
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031