شهریور
6
1392

توشه بر دوش به سوی آخرت

زهرى مى گوید:در شبى تاریک و سرد، على بن حسین علیه السلام را دیدم که مقدارى آذوقه به دوش گرفته ، مى رود.

عرض کردم :- یابن رسول الله ! این چیست ، به کجا مى برید؟

حضرت فرمودند:- زهرى ! من مسافرم . این توشه سفر من است . مى برم در جاى محفوظى بگذارم (تا هنگام مسافرت دست خالى و بى توشه نباشم !)

گفتم :- یابن رسول الله ! این غلام من است ، اجازه بفرما این بار را به دوش ‍ بگیرد و هر جا مى خواهى ببرد.

فرمودند:- تو را به خدا بگذار من خودم بار خود را ببرم ، تو راه خود را بگیر و برو با من کارى نداشته باش !

زهرى بعد از چند روز حضرت را دید، عرض کرد:- یابن رسول الله ! من از آن سفرى که آن شب درباره اش سخن مى گفتى ، اثرى ندیدم !

فرمود:- سفر آخرت را مى گفتم و سفر مرگ نظرم بود که براى آن آماده مى شدم !سپس آن حضرت هدف خود را از بردن آن توشه در شب به خانه هاى نیازمندان توضیح داد و فرمود:- آمادگى براى مرگ با دورى جستن از حرام و خیرات دادن به دست مى آید.

فرستادن دیدگاه

گاه‌شمار تاریخ خورشیدی

تیر ۱۴۰۵
ش ی د س چ پ ج
« خرداد    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031