مهر
14
1395

عبدالله بن حسن بزرگمردی کوچک

 سختى زخمها امام حسین(علیه السلام) را بر زمین نشانده بود و سپاهیان او را از هر سوى در میان گرفته بودند.

عبداللّه بن حسن که در آن زمان یازده سال بیشتر نداشت عموى خود را نگریست که دشمن او را از هر سوى در میان گرفته است . یاراى دیدن بیشتر این منظره را نداشت . بى اختیار به سوى عمو دوان شد.

عمّه اش زینب خواست عبدالله را بگیرد، امّا او از چنگ عمّه گریخت و خود را به عمو رساند.
در این هنگام بحربن کعب شمشیر را بلند کرد تا بر حسین فرود آورد. عبداللّه فریاد زد: اى ناپاک، آیا مى خواهى عمویم را بکشى؟

بحر ضربه خود را فرود آورد و عبداللّه دست خویش سپر کرد. شمشیر دست عبداللّه را برید و دست به پوست آویزان ماند. یادگار امام مجتبى علیه السلام فریاد زد: یا عمّاه .

آنگاه خود را در دامن عمو انداخت. عمو او را به خود فشرد و فرمود: پسر برادر، بر آنچه بر تو نازل شده است صبر کن و اجر خود را از خداوند بخواه، که خداوند تو را به پدران پاکت ملحق کند.

در همین حال که عبدالله بر دامن عمو بود حرمله بن کاهل تیر به سوى او افکند و او را به شهادت رساند.

منابع:
لهوف سید بن طاووس، ص ۱۴۶٫
عبدالله بن حسن بزرگمردی کوچک
aviny.com

فرستادن دیدگاه

گاه‌شمار تاریخ خورشیدی

مرداد ۱۴۰۵
ش ی د س چ پ ج
« تیر    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31