آذر
17
1392
17
1392
صل الله علیکِ یا بنت الحسین یا رقیه!

پدر جان! کدام سنگ دلی سرت را برید و محاسن تو را به خون پاکت خضاب کرد؟
پدر جان! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پس از مادر از غم فراق او به دامان تو پناه می آوردم و محبت او را در چشم های تو سراغ می گرفتم، اکنون پس از تو به دامان که پناه برم؟
پدر جان! پس از تو چه کسی نگهبان دختر کوچکت خواهد بود، تا این نهال نو پا به بار بنشیند؟
پدر جان! پس از تو چه کسی غم خوار چشم های گریان من خواهد بود؟
پدر جان! در کربلا، مرا تازیانه زدند، خیمه ها را سوزاندند، طناب بر گردن ما انداختند و بر شتر بی حجاز سوار کردند و ما را اسیران از کوفه به شام آوردند.
آخرین دیدگاه
نوشته های تازه
- عاقبت طمع و گدایی،در عین بی نیاز بودن! آذر ۱۷, ۱۳۹۲
- علت طولانی بودن عمر حضرت مهدی (عج)! آذر ۱۷, ۱۳۹۲
- نهم ربیع الاول آذر ۱۷, ۱۳۹۲
- برای اموات فاتحه کبیره بخوانید! آذر ۱۷, ۱۳۹۲
- جواب زیبای امام حسن مجتبی علیه السلام به مرد یهودی! آذر ۱۷, ۱۳۹۲
نوشته شده توسط موذن