و سوره اخلاص و معوّذتین [ناس و فلق] را بخواند، سپس صد مرتبه سوره اخلاص را بخواند، و بر پیامبر و خاندانش صد مرتبه صلوات بفرستد، و با وضو به طرف راست بخوابد، هرکه را اراده کرده ان شاء اللّه خواهد دید و با او هرچه بخواهد سخن خواهد گفت: و در نسخه دیگرى دیدم که این عمل را در هفت شب بجا آورد، پس از آنکه این دعا را بخواند:
25
1394
تفسیر حکمت تفسیر سورۀ آلعمران
چکیده ۱۱
آیات ۲۳ تا ۲۵
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُدْعَوْنَ إِلى کِتابِ اللَّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُون (۲۳) ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ وَ غَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ ما کانُوا یَفْتَرُون (۲۴) فَکَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُون (۲۵)
آیۀ ۲۳
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُدْعَوْنَ إِلى کِتابِ اللَّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُون
مفردات
تولی
تولی جزء افعال اضداد است، هم به معنای ولایت و حصول قرب است و هم به معنای رویبرگرداندن و ترک قرب است. منتها در مورد دوم با «عن» و «من» ـ لفظی یا تقدیری ـ متعدی میشود. [مفردات: ۸۶۶] در آیۀ شریفه به معنای اعرض و رویبرگرداندن است.
معرضون
به معنای پشتکردن است. [تسنیم: ۱۳/۵۱۵]
ترجمه
آیا نگریستی کسانی را که از کتاب آسمانی بهرهای به آنان داده شده است، آنان به کتاب خدا فراخوانده میشوند، تا در میانشان داوری کند، سپس گروهی از آنان روی برمیگرداندند، در حالی که به حق پشت کردهاند.
تفسیر
در آیات گذشته نشان داد که اهل کتاب به ویژه یهود «باغی» و «ستمکار و تجاوزکار و زیادهخواه» هستند، و از هدایت و تسلیمشدن در برابر حق میگریزند، و کفر میورزند و پیامبران الهی و پیروان آنها را میکشند، در این آیه جلوۀ دیگری از خوی «تجاوزکاری» آنان را نشان میدهد. آنان به هیچوجه حق را نمیپذیرند و همواره بر «بغی» خود باقی هستند، تا جایی که نه تنها از قرآن و پذیرش احکام آن روی برمیگرداندند، بلکه حتی از پذیرش حکم تورات که در نزد آنان است، هم خودداری میکنند و از آن روی برمیگرداندند. زیرا خوی آنان تجاوزکاری و پشتکردن به حق است. و این معرفیای زنده از قوم لجوع یهود است.
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ
آیۀ با سوالی انکاری شروع شده است: «أ لَم تَرَ» «آیا نگریستی؟» یعنی بنگر و با دقت در حال آنان بنگر. منظور از «نصیباً من الکتاب»، کتاب الهی است که با الف و لام آمده است و برای اهل کتاب و مسلمانان آشنا است، بنابراین باید تورات و انجیل باشد. اما بنظر میرسد که با توجه به قید «نصیبا» «بهرهای» و بخش بعدی آیه «یُدْعَوْنَ إِلى کِتابِ اللَّهِ» ـ اگر منظور از کتاب الله فقط قرآن باشد ـ آنچه در اختیار آنان است، اصل و همۀ کتاب خدا نیست، بلکه بخشی از آن است که از تحریف مصون مانده است. بنابراین آنان بهرهای از کتاب خدا دارند. [المیزان: ۳/ ۱۴۳]
یُدْعَوْنَ إِلى کِتابِ اللَّهِ
آنان به کتاب خدا فراخوانده شدهاند. به نظر میرسد که از کتاب خدا با تأکیدی که در آن است، قرآن کریم باشد. زیرا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم مامور بودند که همگان را به قرآن مجید بخواند، نه کتب آسمانی دیگر. «کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى صِراطِ الْعَزِیزِ الْحَمِید» [ابراهیم: ۱]
لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ
هدف فراخوانی به کتاب الله، داوری بین آنان و حل اختلافاتی است که بین اهل کتاب است.
ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُون
اما در مقابل این دعوت حق و درست که هر انسان منصفی بر آن گردن مینهند، گروهی از آنان روی برمیگرداندند و به حق پشت میکنند. و این سیرۀ اکثریت آنان است: «مِنْهُمْ أُمَّهٌ مُقْتَصِدَهٌ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما یَعْمَلُونَ» [مائده: ۶۶] .و این سیرۀ مستمر آن اکثریت است و دلیل آن سنگدلی آنان است: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ، فَهِیَ کَالْحِجارَهِ، أَوْ أَشَدُّ قَسْوَه» [بقره: ۷۴] آنان همواره از حق روی برمیگرداندند.
آیۀ شریفه این رویگردانی را به همۀ اهل کتاب نسبت نمیدهد، بلکه به «فریق منهم» «گروهی از آنان» نسبت میدهد، تا نشان دهد که در اهل کتاب هم حقطلبانی هستند که هرگاه حق برایشان روشن شود، سوی آن گرایش پیدا میکنند. وَ لا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُون [حدید: ۱۶] « و مانند کسانى نباشند که از پیش بدانها کتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا کشید، و دلهایشان سخت گردید و بسیارى از آنها فاسق بودند؟»
۲۴
ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ وَ غَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ ما کانُوا یَفْتَرُون
مفردات
غرّهم
غرور هرچیزی است که موجب فریب انسان شود. و آن نوعی غفلت است. [مفردات: ۶۰۳] و به نظر میرسد که دو جزء غفلت و فریب در معنای این واژه موثر هستند. یعنی منظور از غرور؛ آن غفلتی است که موجب فریب میشود.
بفترون
افتراء به معنای دورغبافی است، از خود چیزی درآوردن. [قاموس قرآن: ۵/۱۷۱] سیرۀ مستمر اکثر اهل کتاب؛ دورغبافی است، در دین خدا دورغ میبافند.
ترجمه
دلیل این رویگردانی آن است که گفتند: آتش مگر روزهایی اندک ما را نمیرسد. و آنان به دلیل دورغبافیهای خود، در دینشان غفلت کردند و فریفتهشدند.
تفسیر
دیدیم که لجاجت یهود در برابر حق تمامی ندارد، آیۀ شریفه دلیل این لجاجت را پندار باطل آنان میداند که «آتش جز چند روزی ما را نمیسوزاند» و این فریبی است که دین خودساختۀ آنان بر آنان کرده و آنان را به دورغبافی دربارۀ خدا و دین خدا واداشته است.
ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّاماً مَعْدُوداتٍ
دلیل رویگردانی آنان از حق پنداری باطل است که اهل کتاب گرفتار آن هستند. آتش دوزخ مگر زمانی اندک ما را درنمییابد و ما هرچند گناهانمان زیاد باشد، از آتش جهنم نجات پیدا میکنیم.
وَ غَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ ما کانُوا یَفْتَرُون
اهل کتاب خود را فرزندان خدا و دوستان او میپندارند: «وَ قالَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُه» [مائده: ۱۸] و همین منشاء پندار غلطی شده است که آتش ما را جز زمانی اندکی درنمیآید. این خودبینی به دلیل غفلت و فریبی است که آنان در دین خود پیدا کردهاند. و بر خدا و دین خدا دورغ زدهاند. یعنی آنان از حقیقت دین جدا شدهاند. زیرا حقیقت دین خضوع در برابر خداست تا تسلیم اوامر و نواهی او باشند. اما آنان حقیقت را تحریف کردهاند و به غفلت و فریب دچار شدهاند و بر خدا و دین خدا دورغ بافتهاند. اگر راست میگویند که فرزندان و دوستان خدا هستند، و آتش مگر روزهای اندکی آنان را درنمییابد، یاد آرزوی مرگ کنند تا به لقاء محبوب خود برسند و این مطلبی است که هیچگاه انجام نخواهند داد: «قُلْ یا أَیُّهَا الَّذِینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِین وَ لا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِین» [جمعه: ۶ ـ ۷]
هشداری به ما
غرور در دین موجب میشود که ما از قیامت غفلت کنیم و سقوط کنیم. خدا با کسی خویشاوندی ندارد، و این وهم است. «یکی از چیزهایی که در دعاها ما را بهشدّت از آن پرهیز دادهاند، «الاغترار باللَّه» است. نگوییم چون بندگان خوب خدا هستیم، نقمت الهی ما را نمیگیرد؛ نه، این خطاست. خدای متعال با هیچکس، با هیچ قومی و با هیچ ملتی خویشاوندی ندارد. عمل و نیّت و صدق و مجاهدت آنهاست که تأثیر میگذارد و رحمت الهی را جلب میکند» [مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام؛ ۱۵/۵/۱۳۸۲]
بنابراین باید مراقب باشیم و به نعمتهای الهی و به این که شیعه هستیم و تحت ولایت ائمۀ اطهار علیهم السلام هستیم، مغرور نشویم. و از اینکه مردم ما را به نیکی یاد میکنند، بر خود نبالیم که آن جز فریب نیست. تحسینها و تعریفهای مردم ـ به ویژه اطرافیانی که اغلب هم در فکر منافع خود هستند ـ فریب شیطان است که ما را غافل میکند تا نتوانیم قضاوت درستی از خود داشته باشیم و همواره در غفلت به سر بریم. خودبینی و خودشیفتگی هم از دامهای شیطان است. به خودمان و کارهایمان خودشیفته نشویم. خودمان را به این آیات تطبیق بدهیم که نکند ما هم مصداق آیه باشیم؟ امام صادق سلام الله علیه میفرمایند: «مَنْ دَخَلَهُ الْعُجْبُ هَلَک» [الکافی: ۲/۳۱۳] «هرکس عُجب و خودشیفتگی در او وارد شود، هلاک میشود.»
آیۀ ۲۵
فَکَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُون
ترجمه
پس چگونه است حال آنان هنگامی که آنان را در روزی که تردیدی در آن نیست، گرد میآوریم. و به هرکس آنچه فراهم کرده است، بی کم و کاست داده میشود؟ و بر آنان ستم نمیشود؟
تفسیر
ادامۀ آیۀ پیشین است و تبین میفرماید که این پندار و غرور بیجاست، و آنان را که دچار غفلت و فریب و دروغبافی شدهاند، تهدید میفرماید. چگونه است که وقتی خداوند متعال شما را روز قیامت که در آن تردیدی نیست، جمع کند. آن روز دیگر روز آرزوها و غفلتها و فریبها و دورغبافیها نیست.
هرکس به گناه آلوده شد و گناهان بر وجود او احاطه پیدا کرد، محکوم به آتش جهنم است، و مسلمان باشد یا اهل کتاب. و هیچ رابطۀ خویشاندوی و دوستی غیرمعقول بین خدا و بندگان او نیست تا به دلخواه آنان باشد. «لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَ لا أَمانِیِّ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ وَ لا یَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصِیراً» [نساء: ۱۲۳]
فَکَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ
سوال است، از حال کسانی که برای خود مصونیت پنداری قائل هستند و زبان آیه؛ زبان تهدید و وعید است. چگونه است حال آنان هنگامی که همگی را جمع میکنیم. قرآن از حالی سخن میگوید که حالت جمع و گردآمدن همۀ آدمیان است و این نشان میدهد که انسانها تنها مسئولیت فردی ندارند. زیرا اگر چنین بود، به تنهایی در قیامت محشور میشدند: «وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى کَما خَلَقْناکُمْ أَوَّلَ مَرَّه» [انعام: ۹۴] «و همان گونه که شما را نخستین بار آفریدیم [اکنون نیز] تنها به سوى ما آمدهاید» این حشر فردی است که همگان دارند. اما یک حشر جمعی هم دارند: «قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِیقاتِ یَوْمٍ مَعْلُوم» [واقعه: ۴۹ ـ ۵۰] و این نشان میدهد که بندگان دو نوع تکلیف و فرمانبرداری دارند: تکلیف و اطاعت فردی؛ و تکلیف و اطاعت جمعی. «قُلِ اللَّهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلى یَوْمِ الْقِیامَهِ لا رَیْبَ فِیهِ» [جاثیه: ۲۶] به این دلیل است که قیامت روز جمع؛ و روز حسرت و تغابن است: «یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذلِکَ یَوْمُ التَّغابُن» [تغابن: ۹] و این نکتۀ بسیار مهمی است که فهم و درک آن با معرفت جمعی ممکن است.
انسانها همگی با امام خود محشور میشوند: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» [اسراء: ۷۱] و آنگاه مردم دو دسته میشود: گروهی در اطاعت امام خود بودند، و در فرمانبرداری و اطاعت فردی و جمعی و خطی صادق بودند، آنان «فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا» [همان] اما آنان که از فرمانبرداری امام خود سرباز زدند، چشم باطن خود را به حقایق بستند، در قیامت نابینا محشور میشوند: ً «وَ مَنْ کانَ فِی هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِی الْآخِرَهِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِیلاً» [اسراء: ۷۲] در این روز اموری که در این دنیا اعتبار داشت، مثل ثروت و دوستیها از بین میرود: «یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خُلَّهٌ وَ لا شَفاعَهٌ» [بقره: ۲۵۳] و تنها رابطۀ تقواست که برقرار است: الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِین» [زخرف: ۶۷]
لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ
تردیدی در این روز نیست. نه تنها در قیامت تردیدی نیست و یقیناً محقق میشود و نمیتوان از آن گریز داشت. بلکه در آن همۀ تردیدها و شکها برطرف میشود: لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَهٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ» [ق: ۲۲] این آیه خطاب به همۀ انسانهاست که در دنیا پردههای غفلت به دلیل نفسانیتها و گناهان بر چشمان شما کشیده شده بود، و از قیامت هم غافل بودید، اما روز قیامت همۀ پردهها برداشته میشود و حقیقت بدون هیچ شکی بر همگان آشکار میشود.
وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ
و هرآنچه در این دنیا فراهم کردهاید، بی کم و کاست به شما داده میشود.
«کَسَبَت» معنایی جامع است که شامل همۀ کردارهایی است که انسان در دنیا کسب میکند و شامل همۀ کارهای خیر و شر و اطاعت و نافرمانی است.
قران دربارۀ کیفر کفار میفرماید: «جَزاءً وِفاقاً» [نباء: ۲۶] کیفر آنان مطابق با کردار آنان است.» اما دربارۀ پاداش متقین میفرماید: «جَزاءً مِنْ رَبِّکَ عَطاءً حِساباً» [نباء: ۳۶] «پاداش آنان عطایی است از جانب خداوند متعال که حسابشده است.» جمع این دو پاداش همین پاداش کامل و وفامدارانه است.
وَ هُمْ لا یُظْلَمُون
و به کسی ستم نمیشود. «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً وَ لکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُون» این انسانها هستند که به خود ستم میکنند. آنان با سریپچی از فرامین الهی خود را گرفتار عقوب و عذاب میکنند. در حقیقت آتش جهنم را خود ما برای خودمان جمع میکنیم و خودمان حجاب خود و آتش خود هستیم.
هشدار: غفلت
غفلت بلای جان ماست که توجه نداریم که مرگ و روز قیامتی هم است که در آن گرفتار میشویم. ما اگر بخواهیم صالح باشیم و جامعۀ ما هم اسلامی شود، ناچار باید غفلت را از خود دور کنیم که یکی از جلوههای آن گریز از آرزوهای پست و حقیر دنیویی است که تنها با یاد مرگ تحقق مییابد. ما سفری خطرناک درپیش داریم و باید خودمان را آمادۀ آن بکنیم. امیرالمومنین علیه السلام چگونه ناله میزدند: «آهِ مِنْ قِلَّهِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِیقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِیمِ الْمَوْرِد» [نهجالبلاغۀ: ۴۸۱] «آه از کمی توشه، و زیادی راه، و دوری سفر، و بزرگی قیامت.» کار سخت است و اگر خودمان را آماده نکنیم، زیانی جبران ناپذیر خواهیم دید.
نقل است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آل و سلم در مسجد بر جماعتی وارد شدند که سخن میگفتند و میخندیدند، یعنی در حالت غفلت به سر میبرند. فرمودند: مرگ را زیاد یاد کنید. قسم به کسی که جانم در دست اوست، اگر شما آنچه را من میدانم، میدانستید، کم میخندید و زیاد گریه میکردید. «وَ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم إِلَى الْمَسْجِدِ فَإِذَا قَوْمٌ یَتَحَدَّثُونَ وَ یَضْحَکُونَ قَالَ اذْکُرُوا الْمَوْتَ أَمَا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوْ تَعْلَمُونَ مَا أَعْلَمُ لَضَحِکْتُمْ قَلِیلًا وَ لَبَکَیْتُمْ کَثِیراً» [مجموعۀ وارم: ۱/۲۶۹]
تاکید میکنم منظور آن نیست که گرفته و غمگین باشیم، بلکه مقصود آن است که زندگی ما با غفلت سپری نشود، و همواره توجه داشته باشیم که سفری سخت در پیش داریم که اگر بر آن توجه نکنیم، حتماً زیان میبینیم. یعنی زندگی و مرگ را جدی بگیریم، و برای پس از مرگ خود آماده شویم. کسی که به مرگ اشراف دارد و میداند که چه چیزی در انتظار اوست، یقیناً به گونهای دیگر رفتار میکند. باید خودمان را در بالای بلندیای فرض کنیم، که پائین آن درهای هولناک است که دره را آتشی پرحجم پوشانده است، لحظهای غفلت باعث میشود که پای ما بغلزد و در دره سقوط کنیم، آیا بیتوجه میشویم؟ گَعده میگیریم و قهقه میزنیم؟ این وضع ما پس از مرگ است که امروز از آن غافلیم؛ چون مستیم! اما حتماً با آن روبرو میشویم و از آن گریزی نیست. این همان چیزی است که در لسان اهل الله از آن به «هَوْلِ الْمُطَّلَع» یاد میشود. «نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ هَوْلِ الْمُطَّلَع» [الفقۀ الرضا: ۱۷۰]
اما هول مُطَّلَع چیست؟ حقیقت آن را نمیشناسیم؛ همینقدر میدانیم که ائمۀ اطهار علیهم السلام از آن به خدا پناه میبرند. و امام صادق علیه السلام در نمازهای شب خود با صدایی بلند در پیشگاه خدا ناله میزدند: خدایا مرا بر هول مَطَّلَع یاری فرما. «اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى هَوْلِ الْمُطَّلَعِ» [الکافی: ۲/۵۳۹] و امیرالمومنین علیه السلام هم میفرمایند: پیش از اینکه قیامت برپا شود، اموری بر شما میگذرد که یکی از آنها هول مُطَّلَع است. [نهج البلاغۀ: ۲۸۱] و آنچنان «هول مُطَّلَع» سخت است که امام حسن محتبی علیه السلام در هنگام مرگ به دلیل وقف در آن میگریستند. «إِنَّمَا أَبْکِی لِخَصْلَتَیْنِ هَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ فِرَاقِ الْأَحِبَّهِ» [الزهد: ۷۹] ظاهراً هول مُطَّلَع جایگاه اطلاع است که ما در مکانی بالا قرار میگیریم که خیلی وحشتناک است، زیرا محل لغزیدن ماست که چه بسا در آتش جهنم سقوط کنیم. نه اینکه سقوط میکنیم، چه بسا سقوط کنیم؛ چقدر ترس دارد! حقیقت دنیا و حقیقت برزخ همین است که اگر حواسمان را جمع نکنیم و دنیا را به غفلت و گناه سپری کنیم، چه بسا سقوط کنیم. حرف زیاد است و حقیر اهلش نیستم، بگذاریم و بگذریم.
حجتالاسلام و المسلمین سید سعید لواسانی
25
1394
برای خواب دیدن مطلب خود
فقیر گوید: بعضى گفته اند: سوره هاى و الضّحى و الم نشرح را نیز بخواند.
و در کتاب الجواهر المنثوره آمده است: کسیکه بخواهد مطلب خود را در خواب ببیند به وقت خوابیدن هریک از این سوره ها را هفت مرتبه بخواند، سوره هاى و الشمس، و اللّیل و السّین، اخلاص، قل اعوذ برب الفلق، قل اعوذ برب الناس، و با طهارت در مکان پاکى، در جامه پاکى رو به قبله بر دست راست بخوابد، هماننده مرده اى که در قبر گذاشته میشود، و مطلب خود را نیّت کند اگر در شب اوّل ندید، در شبهاى بعد خواهد دید، و از هفت شب تجاوز نمیکند، گفته شده این مطلب مجرّب [یعنى تجربه شده] است.
25
1394
خصوصیات امام حسن عسکری علیه السلام
وی حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام میباشد.
او یازدهمین امام از پیشوایان اهل بیت علیهم السلام است همان خاندانی که خداوند متعال هر گونه پلیدی را از ایشان دور کرده و آنان را پاک و پاکیزه ساخته است.
مادر شریف آن حضرت کنیزی امّولد بوده که به او حدیث یا سلیل میگفتند و از بانوان عارفه و صالحه زمان خود بوده است. و سبط ابن جوزی نقل نموده است که نام مادر حضرت امام حسن عسکری علیه السلام سوسن بوده است.
محل و تاریخ ولادت
حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بنا بر نظر اکثر تاریخ نگاران در ماه ربیع الاول سال ۲۳۲ ه ق در مدینه منوره پای به عرصه وجود نهاده است. البته در تاریخ دقیق به دنیا آمدن این امام همام در میان نظرات تاریخ نویسان اختلاف زیادی به چشم میخورد که در روز ماه و سال ولادت آن حضرت اختلاف کردهاند.
از میان این تاریخ نویسان عدهای بر این عقیدهاند که آن حضرت در سال ۲۳۰ هجری به دنیا آمده است بعضی دیگر نیز ولادت آن حضرت را در سال ۲۳۱ هجری یا سال ۲۳۲ هجری یا سال ۲۳۳ هجری دانستهاند.
همچنین روایت شده که روز ولادت با سعادت آن حضرت ششم ماه ربیعالاول یا ششم یا هشتم یا دهم ماه ربیعالآخر و یا ماه رمضان بوده است.
البته وجود چنین اختلافاتی در نظریات تاریخ نویسان چندان برای ما عجیب نمینماید. چرا که میدانیم این اختلافات گاه به کارهایی برمیگردد که حضرت امام هادی علیه السلام برای حفاظت از زندگی امام عسکری علیه السلام به آنها دست میزدند. همچنین میتوان این اختلافات را به دلایلی همچون اشتباهات تاریخی خاص نسبت داد.
لقبها و کنیههای آن حضرت
به دو امام بزرگوار، حضرت امام هادی و فرزند بزرگوارشان حضرت حسن بن علی علیهم السلام لقب عسکری داده شده است. چرا که محله مورد سکونت این دو امام بزرگوار در شهر سامرا «عسکر» نامیده میشده است.
اما در عین حال عسکری لقب مشهور حضرت امام حسن بن علی علیه السلام میباشد. آن حضرت دارای لقبهای دیگری نیز هست که محدثان و راویان اهل سیر آنها را برای ما بدین گونه نقل کردهاند: رفیق، زکی، فاضل، خالص، امین، الامین علی سر الله، نقی، المرشد من الله، الناطق عن الله، صادق، صامت، المیمون، طاهر، المؤمن بالله، ولی الله، خزانه الوصیین، الفقیه، الرّجل، العالم.
و هر کدام از این القاب دلالت خاص خود را بر جلوهای از مظاهر شخصیت و کمالی از کمالات آن حضرت دارا میباشد.
آن حضرت همچنین مانند پدر و جد بزرگوار خود کنیه ابن الرّضا داشته است. اما کنیه اختصاصی آن حضرت ابومحمّد بوده است.
ویژگیهای ظاهری آن حضرت
احمد بن عبیدالله بن خاقان اوصاف ظاهری حضرت امام حسن عسکری علیه السلام را این گونه بیان کردهاند: وی گندمگون درشت چشم خوش قامت زیباروی خوش اندام و دارای جلالت و هیبت بوده است.
بعضی نیز آوردهاند که رنگ پوست آن حضرت بین سفید و گندمگون بوده است.
منابع:
۱- اصول کافی ج۱ ص ۵۰۳
۲- ارشاد ج۱ ص ۳۱۳
۳- تذکره الخواص ۳۲۴
۴- بحارالانوار ج ۵۰ ص ۲۳۵
۵- پیشوایان هدایت ج ۱۳ ص ۵۱
25
1394
جهت خواب دیدن پیغمبر یا امامان(ع) یا والدین یا یکی از اموات
اَللّهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الَّذى لایُوصَفُ وَالاْیمانُ یُعْرَفُ مِنْهُ مِنْکَ بَدَتِ الاَْشْیاءُ وَ اِلَیْکَ تَعُودُ فَما اَقْبَلَ مِنْها کُنْتَ مَلْجَاَهُ وَ مَنْجاهُ وَ ما اَدْبَرَ مِنْها لَمْ یَکُنْ لَهُ مَلْجَاءٌ وَلامَنْجامِنْکَ اِلاّ اِلَیْکَ فَاَسْئَلُکَ بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ وَ اَسْئَلُکَ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ بِحَقِّ حبیبِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ سَیِّدِ النَّبِیّینَ وَ بِحَقِّ عَلىٍّ خَیْرِ الْوَصِیّینَ وَ بِحَقِّ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ الْعالَمینَ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ اللَّذَیْنِ جَعَلْتَهُما سَیِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّهِ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ السَّلامُ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُرِیَنى مَیِّتى فِى الْحالِ الَّتى هُوَ فیها
25
1394
ایضاً خواص سور و آیات
سیزدهم: و نیز کلینى از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده: «سوره ملک بازدانده است، از عذاب قبر بازدارد.
.
.
» تا آخر خبر.
چهاردهم: و نیز از ان حضرت روایت شده: قرآنى در دریا افتاد، چون آن را یافتند دیدند همه کلماتش پاک شده بود جز این آیه کریمه:
.
پانزدهم: شیخ کلینى از زراره روایت کرده: قرآن را در ثلث دوم ماه رمضان بر میدارى و میگشایى و روبروى خود میگذارى و میگویى: اللّهمّ انّى اسالک بکتابک المنزل و ما فیه و فیه اسمک الاعظم الاکبر، و اسماؤک الحسنى، و ما یخاف و یرجى ان تجعلنى من عتقائک من النّار و دعا میکنى به آنچه حاجت دارى.
آخرین دیدگاه
نوشته های تازه
- عاقبت طمع و گدایی،در عین بی نیاز بودن! دی ۲۵, ۱۳۹۴
- علت طولانی بودن عمر حضرت مهدی (عج)! دی ۲۵, ۱۳۹۴
- نهم ربیع الاول دی ۲۵, ۱۳۹۴
- برای اموات فاتحه کبیره بخوانید! دی ۲۵, ۱۳۹۴
- جواب زیبای امام حسن مجتبی علیه السلام به مرد یهودی! دی ۲۵, ۱۳۹۴
نوشته شده توسط موذن