15
1396
دعوت به عقل از طرف قرآن
ما چون درباره قرآن گفتگو می کنیم لازم است دلائل حجیت عقل را از خود قرآن استخراج نمائیم.
قرآن به انحاء مختلف – به خصوص تاکید می کنم که بانحاء مختلف – سندیت عقل را امضا کرده است.
تنها در یک مورد می توان از حدود شصت، هفتاد آیه قرآن نام برد که در آنها به این مسئله اشاره شده است که؛ این موضوع را طرح کرده ایم تا درباره آن تعقل کنید.
بعنوان مثال از یک یک تعبیر شگفت انگیز قرآن برایتان نمونه می آوریم. قرآن می فرماید:
ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لایعقلون ( سوره انفال آیه ۲۲ )
بدترین جنبنده ها کسانی هستند که کر و گنگ و لایعقلند.
البته واضح است که منظور قرآن از کر و لال، کر و لال عضوی نیست، بلکه منظور آن دسته از مردم است که حقیقت را نمی خواهند بشنوند و یا می شنوند و به زبان اعتراف نمی کنند. گوشی که از شنیدن حقایق عاجز است و صرفا برای شنیدن مهملات و خزعبلات آمادگی دارد از نظر قرآن کر است.
و زبان که تنها برای چرندگویی بکار می افتد به تعبیر قرآن لال است.
لایعقلون نیز کسانی هستند که از اندیشه خویش سودنمی گیرند.
قرآن اینگونه افراد را که نام انسان زیبنده آنها نیست، در سلک حیوانات و بنام چهارپایان مخاطب خویش قرار می دهد.
در یک آیه دیگر ضمن طرح یک مسئله توحیدی در مورد توحید افعالی و توحید فاعلی می فرماید:
و ما کان لنفس ان تؤمن الا باذن الله ( سوره یونس آیه ۱۰۰ )
هیچکس را نرسد که ایمان بیاورد مگر باذن الهی.
بدنبال طرح این مسئله غامض که هر ذهنی ظرفیت تحمل و درک آنرا ندارد و براستی انسان را تکان می دهد؛ آیه را چنین دنبال می کند:
و یجعل الرجس علی الدین لایعقلون ( سوره یونس آیه ۱۰۰ )
و بر آنانکه تعقل نمی کنند پلیدی قرار می دهد.
در این دو آیه که بعنوان نمونه ذکر کردیم، قرآن باصطلاح اهل منطق بدلالت مطابقی دعوت به تعقل نموده است.
آیات بسیار دیگری نیز وجود دارند که قرآن بدلالت التزامی سندیت عقل را امضا می کند. بعبارت دیگر سخنانی می گوید که پذیرش آنها بدون آنکه حجیت عقل پذیرفته شده باشد امکان پذیر نیست.
مثلا از حریف استدلال عقلی می طلبد:
قل هاتوا برهانکم ( سوره بقره آیه ۱۱۱ )
بدلیل التزام می خواهد این حقیقت را بیان کند که عقل سند و حجیت است و یا اینکه رسما برای اثبات وحدت واجب الوجود قیاس منطقی ترتیب می دهد:
لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا ( سوره انبیاء آیه ۲۲ )
در اینجا قرآن یک قضیه شرطیه تشکیل داده؛ مقدم را استثنا کرده و تالی را نادیده گرفته است. قرآن با اینهمه تاکید بر روی عقل می خواهد این حرف بعضی از ادیان را که می گویند ایمان با عقل بیگانه است و برای مؤمن شدن باید فکر را تعطیل کرد و تنها قلب را بکار انداخت تا نور خدا در آن راه یابد، ابطال نماید.
تاملی در دیدگاههای استاد شهید مطهری
15
1396
خردمندان از دیدگاه قران چه کسانی هستند؟
وَالَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن یَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ(۱۷ زمر)
الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ﴿۱۸زمر﴾
و[لى] آنان که خود را از طاغوت به دور میدارند تا مبادا او را بپرستند و به سوى خدا بازگشته اند آنان را مژده باد پس بشارت ده به آن بندگان من که (۱۷ زمر)
به سخن گوش فرا مى دهند و بهترین آن را پیروى میکنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندانند (زمر۱۸)
15
1396
اعتقادات ۸
خداوند به ملائکه گفت: من چیزی میدونم که شما نمی دونید. بعد خدا اون انوار مقدس چهاردهگانه رو به حضرت آدم معرفی کرد و در مورد اونها و عظمتشون مطالبی به حضرت آدم یاد داد.
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها (البقره، ۳۱).
بعد اون انوار مقدس رو به ملائکه نشون داد و گفت: اسامی (نشونه های) اینها رو به من بگید اگر میدونید.
ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَهِ فَقالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ اِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ (البقره، ۳۱).
در این هنگام ملائکه اعتراف کردند که نمی دونند.
قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا اِلاَّ ما عَلَّمْتَنا (البقره، ۳۲).
و خدا هم به حضرت آدم گفت که ملائکه را از نام و نشان این انوار مقدس آگاه کنه.
حضرت آدم هم مطالبی را که در مورد اون چهارده نور الهی میدونست، برای ملائکه بیان کرد و بعد خدا به ملائکه گفت: مگر نگفته بودم که از همه چیز اطلاع دارم؟
قالَ یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ اِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ (البقره، ۳۳).
15
1396
حدیث روز
خوف و رجا
لقمان به پسرش گفت: «پسرم، دو قلب داشته باش: قلبى که کاملاً از خدا بیمناک باشد، بدون کوتاهى از آن؛ و قلبى که به خدا امیدوار باشد، بى آنکه غافلگیر شود».
تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۵۰ / حکمتنامه لقمان، ص۱۰۰
15
1396
مرگ نابودی نیست،بلکه هجرت است
ما اگر از مرگ میترسیم،برای اینکه از عدم می ترسیم؛ ولی انبیاء آمدند و گفتند مرگ عدم نیست،بلکه مرگ هجرت است.
ما لحظه به لحظه داریم خلق جدید را تجربه می کنیم و انبیاء آمدند بگویند شما موجودی عنداللهی و ابدی هستید.
اگر ما موجودی زندهایم، موجود زنده نیازمند اموری است که او را حفظ کند و لذا لازم است زاد و توشهای تهیه کرد که بدرد ابد ما بخورد.
حضرت استاد جوادی آملی – درس اخلاق – قم ۱۳۹۵/۱۲/۱۵
آخرین دیدگاه
نوشته های تازه
- عاقبت طمع و گدایی،در عین بی نیاز بودن! مرداد ۱۵, ۱۳۹۶
- علت طولانی بودن عمر حضرت مهدی (عج)! مرداد ۱۵, ۱۳۹۶
- نهم ربیع الاول مرداد ۱۵, ۱۳۹۶
- برای اموات فاتحه کبیره بخوانید! مرداد ۱۵, ۱۳۹۶
- جواب زیبای امام حسن مجتبی علیه السلام به مرد یهودی! مرداد ۱۵, ۱۳۹۶
نوشته شده توسط موذن